سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
حرف امروز: صبح زود از کوه بالا می رفتم استاد با اینکه سن و سالی ازش گذشته بود چالاک و پرانرژی بالا می رفت . این تویی که باید خودتو از کوه بالا بکشی و بالا بروی پس اگر مشکلی داری به خودت رجوع کن . بعد گفت : عابدی بسیار نیکوکار در کلبه ای چوبی زندگی می کرد در یکی از روزها بارانی شدید شروع شد و چند شبانه روز بارید عابد در خانه نشسته بود که سواری خودش را به دم در رسنید و فریاد زد سریع از خانه بیرون رو که سیل به این سمت می آید عابد با خود گفت من آدم خوبی هستم پس خدا مرا کمک می کند .. و همسایه هایی که در حال فرار بودند خواستند اورا با خود ببرند که باز گفت خدا مرا کمک می کند و سیل آمد و وارد خانه شد و آب کم کم بالا آمد و عابد غرق شد . وقتی خدا خواست عابد را وارد بهشت کند به خدا گفت من بنده خوبی بودم چرا مرا کمک نکردی ؟
خدا گفت: سواری فرستادم که خبرت کند و همسایه هایی فرستادم که کمکت کنند و چوبهای خانه ات را قرار دادم که با آنها خودت را نجات دهی ..کمکی بیش از این می خواستی؟
استاد لبخند زنان گفت وقتی کسی به داد خودش نرسد و نخواد برای خودش کاری کند دیگران هرگز نمی توانند او را خوشبخت کنند .
اندر حکایات خونه مجردی:
جدیدا به ندرت توی خونه پیدام میشه موندم اینهمه کرایه واسه چی میدم ؟ .... راستشو بخواین چند ماه وقت گذاشتم روی سیستم های network marketing(بازاریابی شبکه ای) وقت گذاشتم و به نتایج خوبی رسیدم و یه مدت شروع کردم واقعا خیلی ادمو عوض می کنه روحیه خاصی به آدم میده و هر روز چیز جدیدی یاد میگیره که همه جای زندگی بدرد می خوره درآمد خوبی داره و تازه همه می تونن انجامش بدن . حالا اگه کسی خواست اطلاعات بیشتری داشته باشه و یا کمکش کنم تا توی این زمینه شروع کنه حتما با کمال میل کمکش می کنم
تازه این کار مبلغ ورودی زیادی نداره که از پسش بر نیایید. و درامد زایی سریع و خوبی داره .
توی پرانتز (( همیشه همراه خودتون یه کاغذ و مداد کوچولو و یه کارت تلفن داشته باشید حتی اگه موبایل دارید ......این که دیگران را دوست بدارم حتی مهمتر از آن است که دیگران مرا دوست بدارند)) |