سلام
نمی دانم کی بود اینجا اومدم و کی نوشتم ... این اواخر بیماری خواهرم و بعدشم فوت اون دیگه دل دماغ خیلی کارا رو ازم گرفت .. تنهایی این شهر با یه مشت ادم دلمرده که بیشتر همکارن تا دوست گاهی همه چیز رو به کام ادم تلخ میکنه ....
ولی خوب از خیلی چیزا میخوام بگم .. دنیایی همش تجربه .. هیچ میدونید الان چد وقته شنبه که از خونه میزنم بیرون تا اخر هفته اصلا بر نمیگردم و هر شب تا دیر وقت بیدارم و اخرش هرجا که شد از سر خستگی میخوابم زمین باشه و یه موکت یه پتویی و یه بالش .. بگذریم .. می دونید این چند وقته سر کار دولتی میرم و دانشگاه هم (که اساتید بخاطر غیبت های زیاد صداشون در اومده) و کار دومی که تمام تجربه و علاقه من توی اون خلاصه میشه .. آدمای جدید و طرز فکرای جدید .. یه نکته بگم : خیلی مراقب و هوشیار باشید گاهی وقتا شانس خیلی آروم در میزنه ....
برای موفقیت سعی کنید شنونده بسیار خوبی باشید .. اونقده دقیق که همه چیز رو گوش کنید و اخرش تحلیل کنید .. و بعد شروع کنید آروم به حرف زدن اول به طرف مقابل بگید که درک میکنید و هژحرفشو می فهمید و بعد خودتونو در جای اون بذارید و بگید که شما هم دچار موقعیتی مث اون شدید .. و بعد بگید که با فکر و مشورت و تحقیق به فلان جواب و یا راه حل رسیدم این روش بقدری جالب و دقیق در خیلی موارد جواب میده که نگو .... و همیشه سعی کنید به مثال های عینی از روزمره حرفتونو بفهمونید ... و مطمئن شوید طرف جوابشو کامل گرفته .....
|